مرتضى مطهرى
807
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
اقليت هم جبراً به آن طرف كشيده مىشود . ولى وقتى كه اينجور مىگويد كه عَلَيْكُمْ أَنْفُسَكُمْ لا يَضُرُّكُمْ مَنْ ضَلَّ إِذَا اهْتَدَيْتُمْ ( مخصوصاً وقتى كه خطاب هم مؤمنين است ، مؤمنينى كه آن وقت قطعاً در اقليت بودند ) خودتان را نگه داريد ، خودتان را بپاييد ، به هرحال از اين جهت ضررى ندارد . - آياتى هم كه در زمينهء امر به معروف و نهى از منكر هستند كلًا مىتوانند دلالت بر اين مسئله داشته باشند . استاد : البته همينطور است . اين را بعد هم عرض مىكنيم . خود آيات آمر به معروف كه امر به معروف و نهى از منكر مىكند معنايش قيام در مقابل فساد محيط است . اصلًا مسئوليتى كه براى فرد در اصلاح محيط خودش قائل است علامت نوعى استقلال است كه براى فرد قائل است . - آيهء وَ لْتَكُنْ مِنْكُمْ أُمَّةٌ . . . استاد : يعنى يك گروه خاصى . بله درست است ، آن هم همينطور است . وحدت جامعهء انسانى مسئلهء ديگر اين است : آيا جامعهء بشريت ( به عنوان يك كل داريم مىگوييم ؛ يعنى هر جامعهاى به عنوان يك كل ، به فرد كار نداريم ) ، طبيعت و فطرت بشريت به سوى وحدت انسانيت مىرود و اين كثرت كه وجود دارد يك امر غيرطبيعى و لااقل موقت است و به سوى وحدت مىرود ؟ يا نه ، اين كثرتها جبرى است كه بايد محفوظ بماند ؟ مسئلهء وحدت جامعهء انسانى ؛ اين خلاصهء قضيه است . اين از دو نظر بايد بحث بشود . يكى از نظر علمى و ديگر از نظر اسلامى . از نظر علمى ، بعد از بيان آن نظريه كه انسان بالطبع اجتماعى است يا بالطبع اجتماعى نيست ، ممكن است كسى بگويد انسان بالطبع اجتماعى است ولى در همين حد كه در يك جامعهاى زندگى كند نه به معناى اينكه به سوى اين است كه جامعهء انسانى به صورت يك وحدت و به صورت يك كل دربيايد ، جامعهء جهانى واحد به وجود بيايد . نظريهء ديگر اين است كه اصلًا انسانيت بالفطره به سوى وحدت حركت مىكند يعنى آنچه كه برايش فطرى است وحدت است و كثرتها در اثر مراحل اوليهء زندگى بشر است كه در اثر عدم